مدرسه زندگی
نويسندگان

آنگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاه مطمئن هستی بر من توکل کن (نمل آیه ۷۹)
آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمیشوی به من امیدوار باش (زمر آیه ۵۳)
آنگاه که در پی تعالی و کمال هستی نیتت را پاک و الهی کن (فاطر آیه ۲۹)
آنگاه که سرمست زندگانی و مغرور به آن شدی به یاد قیامت باش (فاطر آیه ۵)
آنگاه که دوست داری به آرزویت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت کنم (غافر آیه ۶۰)
آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم (بقره آیه ۱۵۲)
آنگاه که روحت تشنه راز و نیاز است آهسته مرا بخوان (اعراف آیه ۵۵)

و خداوند در همین نزدیکی است .....

[ شنبه ٢٢ بهمن ،۱۳٩٠ ] [ ٥:۱٩ ‎ب.ظ ] [ sh.shahfar ]

بیا در یک شب آرام و مهتابی کمی هم صحبت یک یاس باشیم

اگر صد بار قلبی را شکستیم بیا یک بار با احساس باشیم

بیا در کوچه باغ تنگ غربت شکست لاله را جدی بگیریم

اگر نیلوفری دیدیم زخمی به یاد قلب پر دردش بمیریم

پ.ن :( احساس واژه ی قشنگیه راستش نمیدونم چرا کسی به این واژه احترام نمیذاره نمیدونم ...)

[ شنبه ٢٢ بهمن ،۱۳٩٠ ] [ ٥:۱٢ ‎ب.ظ ] [ sh.shahfar ]

سخت است حرفت را نفهمند ،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند ،

حالا میفهمم ، که خدا چه زجری می کشد ؛

وقتی این همه آدم حرفش را نفهمیده اند ... هیچ... ،

اشتباهی هم فهمید اند .

دکتر علی شریعتی

پ.ن:( چقدر خوب می شد اگه همه حرف هم دیگه رو می فهمیدیم  چقدر خوب می شد اگه بجای برداشت اشتباه از حرف بقیه اول ازشون سوال کنیم چقدر خوب می شد اگه چشمای همه ی مردم باهات حرف میزدن چقدر خوب می شد اگه مردم پشت سر هم دیگه حرف نمی ساختن چقدر خوب می شد اگه ....)

[ پنجشنبه ٢٢ دی ،۱۳٩٠ ] [ ٥:٠٤ ‎ب.ظ ] [ sh.shahfar ]

سلام به دوستان عزیزم

چند وقتیه چند تا سئوال ذهنم رو در گیر کرده.....

گفتم شاید اینجا به جواب برسم

زندگی یعنی چی؟

چرا افراد هر برخوردی که می خوان می کنن و بعد به عنوان حق خودشون می دونن که هر چی دلشون می خواد بگن و بگن که نه این باور صحیح بوده .

پس احترام  به عقاید یعنی چی؟به چه دردی می خوره؟

یعنی باور های اخلاقی و اعتقادی من بعد از 15 سال باید با بی منطقی به مشکل بخوره؟ فکر کنم دقیقا یعنی همین...

یعنی انسانیت ،ادب، امید ،احترام و.... شعار ی بیش نبودن؟

می خوام بدونم چرا در مورد افرادی که نمی شناسن نظر می دن؟

واقعا چرا؟؟؟؟؟؟

جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم برای بیان این مسائل هر چند عجیب و غیر معقول ولی راستش من یا از شدت منطق گرایی دارم بی منطق می شم یا نیروی بی منطقی قدرتمند تر از منطقه دیگه....

نمی دونم...

واقعا نمی دونم تو این عالم خاکی چه خبره.البته خوب نبایدم بدونم ولی ...

ممنون می شم اگه عزیزی لطف کنه و پاسخ بده

.

.

.

ممنونم

 

 

[ پنجشنبه ٢٤ آذر ،۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ sh.shahfar ]

[h=1]سال 365 روز است. در حالی که:


1- در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313
روز باقی میماند.


2- حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به
دلیل گرمای هوامطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز
دیگرباقیمیماند.


3- در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا"
122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.


4- اما سلامتی جسم و روح
روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.



5- طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز
میشود. پس 96 روز باقی میماند.


6- 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چراکه انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.


7- روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود
اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.


تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف
دست کم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.


9- در سال شما 10
روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.


10- در سال حداقل 3
روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .


11- سینما رفتن و سایر
امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.

12- 1 روز
باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند
[/h]

نیشخندقلبچشمک

[ یکشنبه ۱۳ آذر ،۱۳٩٠ ] [ ٧:۱٤ ‎ب.ظ ] [ sh.shahfar ]

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

 

   دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

 

   این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

 

   باید آدمش پیدا شود!

 

   باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش
  پشیمان نخواهی شد!

 

   سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم
  مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

 

  فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…
 

 

  شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

 

  توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

 

  توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند
  خواند

 

  توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

 

  در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را
  نشانت داد

 

  برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی!
  یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

 

  بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد
  آدم‌ها!

 

  سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

 

  اما بگذار به سن تو برسند!

 

  بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو
  را به یاد بیاورند

 

 

غریب است دوست داشتن.

 

  و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

 

  وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

 

  و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

 

  به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی
  رحم ‌تر.

 

  تقصیر از ما نیست؛

 

  تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

 

 

  دکتر شریعتی

 

[ یکشنبه ۱٥ آبان ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ sh.shahfar ]

 

 

  ♥♥ Love+ Care = Mother ♥♥ 

 

♥♥ Love + Fear =Father ♥♥ 

 

♥♥ Love + Help =Sister  ♥♥ 

 

♥♥ Love +Fight =Brother ♥♥  

 

♥♥ Love + Life =Wife/ Husband ♥♥

 

 

Love+Care+Fear+Help+Fight+Life

♥♥♥♥=♥♥♥♥

Friend

[ جمعه ۱٥ مهر ،۱۳٩٠ ] [ ٦:۱۱ ‎ب.ظ ] [ sh.shahfar ]

تنهایی را دوست دارم،

زیرا بی‌وفا نیست

تنهایی را دوست دارم،

زیرا عشق دروغین در آن نیست

تنهایی را دوست دارم،

چون بارها تجربه کردم

تنهایی را دوست دارم،

چون خدا هم تنهاست

در کلبه‌ی تنهایی‌هایم در انتظار خواهم
گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد

شاید در سکوتی یا شاید در شبی سرد و  بارانی...

بگذار کسی نداند که هنوز دوستش دارم...

مرا دیوانه نامیدند...

به جرم دلدادگی‌هایم٬

به حکم سادگی‌هایم٬

مرا نشان یکدیگر دادند و خندیدند!!!

مرا بیمار دانستند...

برای صداقت در حمایت‌هایم٬

نجابت در رفاقت‌هایم٬

نسخه تزویر را برایم تجویز کردند!!!

مرا کُشتند و با دست خود برایم چاله‌ای
کندند...

به عمق زخم‌هایم٬

به طول خستگی‌هایم٬

منِ بیمارِ دیوانه٬

نمی‌خواهم رهایی را از چاه تنهایی...

که مردن در این اعماق تاریکی٬

به از با آدمک‌ها زیستن در باغ رویایی!!!

[ سه‌شنبه ۱٥ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ٥:٢٩ ‎ب.ظ ] [ sh.shahfar ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بنام اوکه هرچه بخواهدهمان میشود دوست عزیزم:نوع نگرش و تفکرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او می باشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است وچیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع. امیدوارم از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد و مورد استفادتون قرار بگیره!!! نظر یادتون نره!